اطلاع رسانی > اخبار >
.: اخبار

حلقه هم اندیشی صالحین: بصیرت افزایی با محوریت تاریخ باستان

در ادامه سلسله جلسات حلقه¬هاي صالحين، جلسه كانون بسيج اساتيد دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز با عنوان " بصیرت افزایی با محوریت تاریخ باستان " با سخنرانی حجت الاسلام کاویانی از اساتید حوزه همراه با پرسش و پاسخ در تاریخ 3 دی 1396 در اتاق شورای دانشکده کشاورزی برگزار شد. در ادامه چکیده ای از مباحث ایشان آمده است:

یکی از تعبیرات در مورد 9 دی یوم­الفرقان است. یعنی فرق گذارنده بین حق و باطل. جریانی که سعی می­کرد در آن مقطع، خودش را بر روال سیاسی زندگی ما تحمیل کند که به لطف خدا تکلیف آن مشخص شد. منطق 9 دی، منطق 22 بهمن 57 و منطق سال 42 است.

سوالات جلسه قبل به سرنوشت، مربوط هستند و این جلسه می­خواهیم مطالبی را راجع به تاریخ ایران قبل از اسلام عرض کنیم. شاید برخی از این مطالب برای اولین بار به استحضار برخی افراد می­رسد.

سوالی که باید به آن پرداخت این است که سابقه اسلام آوردن ایرانی­ها از کی بوده است؟ در کتاب های مختلف آمده که این سابقه در دهه­ی دوم هجری به بعد بوده است. ایرانیان با سپاه اسلام در زمان خلیفه دوم مواجه می­شوند. برخی می­گویند اسلام با زور شمشیر به ایران آمده و تحمیلی است که پاسخ مستند داده خواهد شد. اولین ایرانیانی که مسلمان شدند زمان حضرت رسول مسلمان شدند در حالی که ان موقع جنگی بین ایران و مسلمانان نبود. ایرانیان سالیان متوالی به یمن رفت­وآمد داشتند و در آنجا زندگی می­کردند. هنگامی که پیک اسلام به یمن عازم می­شود بدون هیچ لشکرکشی نظامی و رویارویی (بنا به نوشته فتوح البلدان و تاریخ طبری) ایرانیان ساکن یمن مسلمان می­شوند. اولین حاکم یمن بعد از پذیرش اسلام یک ایرانی است. در یمن افرادی که مخالف اسلام بودند با حاکم آن زمان یمن که ایرانی بوده مقابله مسلحانه می­کنند و در این راه اولین شهید راه اسلام را ایرانی­ها در یمن تقدیم اسلام کردند و یمن از آن زمان تاکنون به عنوان کشور اسلامی مطرح بوده است.

در زمان خلیفه دوم در دو منطقه قادسیه و نهاوند دو جنگ بین اسلام و ایرانیان صورت گرفته است. در جنگ قادسیه سپاه ایران شکست خورد اما در این دو جنگ هیچ رویارویی بین سپاه اسلام و مردم ایران رخ نداده است. ظرفیت سپاه اسلام در جنگ قادسیه بنا به گفته برخی منابع 60000 نفر بوده که در این جنگ 4000 نفر از لشکر ایرانیان مسلمان می­شوند. بخشی از ایرانیان به کوفه مهاجرت می­کنند و به حدی می­شود که زمان رسمی آن زمان کوفه فارسی می­شود و این حضور بسیار مهم است. نکته دیگر این است که گاهی سعی می­شود اینطور تلقین شود که بعد از این که دو جنگ تمام شد، حکومت ساسانی سقوط کرد. البته این  سپاه اسلام نبود که آن حکومت را از بین ببرد.  یزدگرد سوم در حال فرار از میدان جنگ توسط ایرانیان و نه سپاه اسلام کشته شد. یزدگرد با سپاهی فرار کرد که 3000 رامشگر او را همراهی می­کردند  و در نهایت کشته شد چون مردم با حکومت ساسانی نبودند و از این رو این حکومت سقوط کرد.

بیش از 250 سال طول کشید که مردم ایران مسلمان شدند. یعنی به خاطر آن دو جنگ مسلمان نشده­اند. در زمانی اکثر ایرانیان مسلمان شده­اند که  حاکمان و حکومت ایران، ایرانی بوده­اند مثل آل­بویه، صفاریان، طاهریان و ... و  حتی برخی مناطق به شدت در برابر اسلام آوردن مقاومت می­کردند  مخصوصاً مردم منطقه طبرستان و شمال ایران. (این مطالب در کتاب ایران باستان نوشته دکتر عبدالحسین زرین کوب آمده که این کتاب در زمان پهلوی نوشته است و مربوط به بعد از انقلاب نیست). البته اسلام آن زمان، اسلام اهل سنت بوده و مناطق شیعه­نشین هم داشته­ایم ولی بسیار محدود بوده است. پس این که گفته می­شود آن دو جنگ باعث شد تا مردم ایران با زور شمشیر مسلمان شوند بسیار غلط است و هیچ یک از مورخان آن را ذکر نکرده­اند.

نکته دوم این که با دروغ وانمود می­کنند که تمام ایرانیان در زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان زرتشتی بوده­اند. اکثر ایرانیان در هیچ دوره­ای زرتشتی نبوده­اند نه مردم و نه دولت. اسکندر بر طبق برخی اسناد تاریخی در سفر به ایران جسد مومیایی شده کوروش را دیده است در حالیکه میدانیم زرتشتی­ها جسد را به خاطر مقدس بودن خاک، در خاک دفن نمی­کنند بلکه آن را روی بلندی و در معرض آفتاب قرار می­دهند که البته امروزه به خاطر برخی ملاحظات در آلومینیوم می­پیچیند و دفن می­کنند. اگر شاهان هخامنشی زرتشتی هستند، چرا جسد آن­ها در زمین گود حفر شده است و در ارتفاع دفن نشده است. ادیان غیر ابراهیمی هیچ کدام در گودها دفن نمی­کنند و فقط پیروان مذهب ابراهیمی، مردگان را در گودها دفن می­کنند و در معرض هوا قرار نمی­دهند.

گفته می­شود اکثر ایرانیان زرتشتی هستند و سوال اینجاست که چرا اسمی از مذاهب دیگر برده نمی­شود مثل مذهب مانی یا مذهب مزدک. چرا روی این دو مذهب تاکید نمی­شود؟ و مثل مذهب زرتشت حرمت ندارند؟ در ایران قبل از اسلام، در ایران مذهب بودا داریم که از شرق ایران (سیستان و بلوچستان) در حال پیشروی به داخل ایران دست و از غرب ایران نفوذ مسیحیت را داریم که به شدت در حال ورود بوده­اند. این نفوذ به قدری زیاد است که برخی از مورخین طراز  اول تصریح می­کنند که اگر اسلام به ایران نیامده  بود قطعاً بقیه مردم هم مسیحی می­شدند. پس مذهب مسیحیت و بودیسم، میتراپرستی، مانیسم و مذهب مزدک هم در ایران آن زمان حضور دارند و حتب مذهب یهیودی هم حضور و فعالیت دارند. 200 سال یهودی­ها در ایران ریاست داشته­اند و قوانین و آیین خودشان اجرا می­شده است که از زمان دور به ایران آمده است. اما چرا طوری صحبت می­شود که گویا تمام مردم ایران زرتشتی بوده­اند و حال اسلام آمده به زور، اسلام را تحمیل کرده و  ا جبارا زرتشتی­ها را به اسلام درآورده­اند؟

در زمان ساسانیان، مذهب رسمی مذهب زرتشتی است چون ساسان که موسس این سلسله است یک روحانی­زاده زرتشتی است و این طبیعی است که حکومتیان زرتشتی باشند ولی اکثر مردم زرتشتی نیستند. هر چند که بسیاری از شاهزادگان و مقامات درباری، مسیحی بوده­اند. خسرو پرویز هم مسیحی بوده است.  خسرو پرویز با برخی مقامات دولتی ایران با هم رقابت شدیدی داشته­اند، به حدی که خسرو پرویز پناهنده می­شود به روم و در دربار روم 2 سال زندگی می­کند.

حکومت بیزانس و امپراطوری روم شرق مسیحی بوده­اند و به همین خاطر ایرانیان، مسیحیان حکومتی را ستون پنجم روم شرقی می­دانند. جای سوال است که چطور می­شود روم 2 سال به وی پناه می­دهد گفته می­شود که طی این دو سال خسرو پرویز مسیحی می­شود و حتی همسرش هم مسیحی بوده است و از روم همسر می­گیرد.

حکومت ساسانی به دلایل متعدد امکان بقا نداشته است. ظلم فاحش و سیستماتیک حکومت به مردم عادی و بافت طبقاتی بسیار ظالمانه در زمان ساسانیان مردم را به ستوه آورده است و دلیل آن هم محرومیت اکثریت مردم از سواد و دانش­آموزی است. جمعیت ایران مطابق دقیق­ترین آن­ها قریب 130 میلیون نفر بوده است. با توجه به افرادی که در طبقات مختلف آن موقع 5/1 تا 2 میلیون نفر بوده­اند و همین طبقات فقط سواد داشته­اند و بقیه مردم سواد خواندن و نوشتن نداشته­اند و اسلام مساله دانش­آموزی را همگانی کرد. تنها همین 5/1 تا 2 میلیون نفر حق مالکیت دارند و سایرین ندارند.

تا 2 قرن پیش در بریتانیا، مردان انگلیسی حق فروش زنان خودشان را داشته­اند. (مراجعه شود به کتاب اروپا در قرون وسطی از دکتر صدرالدین میرانی). مسائلی از قبیل تعدی، نابرابری، ارث نبردن، به فروش رساندن زنان و ... هم مطرح بوده و این­ها اصلا گفته نشده است و به آن هم پرداخته نمی شود. در حالیکه رهایی بخش­ترین حکومت در طی این  سال های  اخیر، در نظر مردم حکومت غاصب و مهاجم جلوه دادن شده است. اما در حکومت ساسانی به خاطر همین مشکلات، مردم نه تنها از شاه خود حمایت نمی­کنند بلکه او را می­کشند.

سردار سپاه اسلام در قادسیه با سردار سپاه ایران گفتگو کرده­ که متن صحبت در تاریخ آمده است. سردار سپاه ایران از سردار سپاه اسلام می­پرسد شما برای چه آمده­اید و ما تاکنون سال­ها هم مرز بوده­ایم و سابقه نداشته است که با سپاه بیایید؟ نماینده سپاه اسلام می­گوید ما پیام خدا را آورده­ایم و آن پیام برابری و هدایت است. در منطق پیامبر، هیچ انسانی حق تسلط بر انسان دیگر را ندارد و این با پیام یکتاپرستی حاکم بر نظام شما فرق می­کند. نماینده سپاه ایران می­گوید در کشور ما نظام طبقاتی حاکم است و ما نمی­توانیم این را بپذیریم. هیچ فرودستی نمی­تواند به جای یک فرادست برسد که سردار سپاه اسلام پاسخ می دهد پس ما باید با شما بجنگیم تا تفاوت طبقاتی از بین برود و جنگ شد. آن موقع نقل شده است که بخشی از سپاه ایران به مردم روستایی حمله کردند  و اموال انان را غارت کردندکه آنگاه که سردار سپاه ایران که شخصی منصف بود این موضوع را شنید گفت سردار سپاه اسلام حق داشت که بگوید حکومت شما پایدار نمی­باشد.






بازگشت1396/10/03
نظرات کاربران
تاييديه : تشخيص عامل غير انساني    
توجه : نظر شما پس از تایید مدیر سایت در سایت نمایش داده می شود !