اطلاع رسانی > اخبار >
.: اخبار

حلقه هم اندیشی صالحین: رسالت اساتید از دیدگاه اسلام

مشروح فعالیت : در ادامه سلسله جلسات حلقه¬هاي صالحين، جلسه كانون بسيج اساتيد دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز با عنوان "رسالت اساتید از دیدگاه اسلام " با سخنرانی حجت الاسلام کاویانی از اساتید حوزه همراه با پرسش و پاسخ در تاریخ 19 آذر 1396 در اتاق شورای دانشکده کشاورزی برگزار شد.

در آغاز با توجه به ایام شهادت آیت الله دستغیب، ایشان خاطره ای از قول فرزند شهید محراب نقل کردند که ایشان قبل از شهادت برای خودشان کفنی تهیه کرده بودند. پسرشان (آسید هاشم) نقل می­کردند بعد از شهادت، علاوه بر کفن یک کیسه هم برای خودشان همراه کفن تهیه کرده بودند و ما دلیل آن را نمی­دانستیم.  بعد از انفجار قطعاتی از بدن ایشان به دیوارها چسبیده بود، جدا کردند و جمع کردند و در آن کیسه گذاشتند و آن موقع بود که ما مورد مصرف کیسه را فهمیدیم که بعد قطعات به پیکر ایشان محلق شد.  د رادامه چکیده ای از مباحث ایشان آمده است:

خداوند در زمان هبوط آدم به زمین، آن­ها را 3 نصیحت فرمود که یکی از آنها  این بود که در زمین دشمن‏های زیادی دارید و  بدترین دشمن را نفس خود آدم (هوای نفس) معرفی کرده­است. یکی از انواع دیگر دشمنی‏ها  به صورت تجزیه و افتراق از طریق مذهب­گرایی یا فرقه­گرایی است.

با توجه به رواج رویارویی بین آنچه باستان­گرایی نامیده شده با دین و مذهب، چند سوال مطرح کرده و پیرامون آنها یک سری مطالب ارایه خواهد شد.

1- می­خواهیم ببینیم آیا  از نظر فلسفی توجه به نژاد مانع عملکرد دینی است؟ یعنی آیا مسلمان بودن با ایرانی بودن همدیگر را نفی می­کنند و آیا با هم تضاد دارند؟ به عبارت دیگر آیا میان توجه به نژاد و ملیت و داشتن عقیده تضاد وجود دارد؟

البته ما هیچ تضادی بین این دو نمی­بینیم و داشتن ملیت و نژاد خاص، تضادی با داشتن دین و عقیده نداشته و آنچه که با خداپرستی منافات دارد نژادپرستی است.

2- چرا در هیچ کشور دیگری یا در هیچ آیین و مذهب دیگری بین دین و نژاد خود تعارض دیده نمی‏شود ولی در ایران این تعارض را می­بینید. با این که حضرت عیسی مسیح و حضرت موسی از آسیا برخواسته­اند و شرقی هستند ولی اروپاییان و آمریکاییان ایشان را قبول دارند. هیچ گاه اروپاییان این مساله را مطرح نکرده اند و یک چنین جریانی در اروپا وجود ندارد ولی ما در ایران حدود 200 سال است که می بینیم جریانی به وجود آمده  که این مساله را مطرح کرده  است. معمولا برای نزدیک هر 40 سال یک نسل تعریف می­کنیم. از حدود 1420 سال قبل که اسلام آمده است می­توان فهمید که چند نسل را گذارنده­ایم. چرا تا قبل از ظهور مشروطه (حدود 200 سال پیش) هیچ خبری از این حرف­ها نبوده است. اسم جنبش مشروطه، در آغاز جنبش عدالت­خواهی بود و بعد توسط انگلیسی­ها اسم آن به مشروطه تغییر داده شد که اولین بار در کنسول­گری انگلیس در تبریز اسم مشروطه مطرح شد و کم­کم این جنبش بزرگ به نفع دولت انگلستان تمام شد.

این که می­گویند مردم ایران با زور شمشیر مسلمان شدند دروغ بزرگی است. بیش از 90 درصد مسلمانان ایران زمانی مسلمان شدند که حاکمان ایران، ایرانی بودند و تقریباً حدود 5/2 قرن طول کشیده تا ایرانیان مسلمان شده­اند. حاکم فارس در دوران آل بویه یک زرتشتی به نام خورشید بوده که فارس را از کازرون اداره می­کرده است و این قدر دموکراسی حاکم بوده است. مردم شمال ایران، ده­ها سال مقاومت کردند و مسلمان نشدند ولی وقتی هم مسلمان شدند در دوره­های بعدی تاریخ هرگز به زرتشتی برنگشتند.

در این مدت جریانهای ملی­گرایی مانند قیام بابک و قیام ابومسلم هم داشته­ایم ولی این قیام ها که شاید 000/100 نفر هم نبوده است در مقابل جمعیت کل ایران که در زمان ساسانیان نزدیک 120 میلیون نفر گفته شده خیلی ناچیز بوده است و باید پرسید آیا همه جمعیت ایران به زور مسلمان شده­اند؟

3- سوال سوم این که چرا نسل­های گذشته ایرانی­ها هیچ تضادی بین دین خود و ملیت خود نمی­دیده­اند.   افرادی مانند  ابوریحان­ها، ابن سیناها و ... تضادی ندیدند و هیچگاه از این مساله صحبت نکرده اند؟ در اینجا باید پرسید این چه جریانی است که القا می­شود؟ چه کسانی در داخل و یا خارج از ایران این رویارویی ساختگی و جعلی را دامن می­زنند.

از آقای هوشنگ امیراحمدی که به عنوان دلال رابطه ایران  با آمریکا شناخته می­شود نقل شده است که این آقا برای 4 دهه­ی انقلاب، 4 تعریف دارد. دهه­ی اول دهه­ی اسلام- اسلام ، دهه­ی دوم دهه­ی اسلام-ایران، دهه­ی سوم دهه­ی ایران-اسلام بود و دهه­ی چهارم، دهه­ی ایران-ایران خواهد بود. این شخص یک روشنفکر ایرانی­الاصل آمریکایی است که ساکن آمریکا است. این­ها از اسلام که سخن می­گویند، اساس اسلام را می­گویند و کاری به تشیع و تسنن ندارند.

4- سوال دیگری که مطرح میشود این است که با بزرگنمایی این تعارض جعلی قرار است چه مشکلی از مشکلات کشور حل می­شود؟ مشکل آموزش عالی، اقتصاد، صنعت، کشاورزی و ...؟؟؟

اسلام چه سنگی در جاده ترقی ایران انداخته که با برداشتن آن، موانع ترقی ایران را هموار کرده­ایم. مگر ترقیات امروز کشور محصول کار دانشمندان مسلمان کشور ما نیست؟ مثلاً پروفسور حسابی وقتی موسسه فیزیک را ساخت چه مشکلی با نژاد خودش داشت. هرگز نمی­گویند مادر ایشان و ایشان حافظ قرآن هستند و هرگز نمی­گویند همنشین ایشان علامه جعفری و آیت­ا... مطهری بوده­اند.  حتی هرگز نمی­گویند ایشان سید هستند. هرگز در مورد مبارز بودن ایشان حرفی نمی­زنند. در سال 43 و قضیه کاپیتولاسیون، تنها سناتوری که جرأت کرد رودروی این لایحه بایستد پروفسور حسابی است. ساواک در ماشین ایشان بمب­گذاشت و ایشان و خانوده ایشان را تا نزدیک مرگ بردند.  ایشان را روی برانکارد به مجلس آوردند تا ایشان رأی خود را در مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون بدهند.

ابن سینا می­گوید هر موقع مشکلی لاینحل که داشته به مسجد جامع شهر می­رفته است و آنجا نماز می­خوانده و مشکل خود را حل می­کرده است. دانشمندان ما همه مفتخر به خواندن نماز شب هستند.

دانشگاه معروف انگلستان به نقل از آنهایی که دیده اند ظاهرا تمام دانشکده­ها را مدل یک کلیسا ساخته­اند. چرا آن چه تعارضی بین دانشمند بودن و مسیحی بودن نیست ولی در کشور ما می­خواهند یک شهید در دانشگاه دفن کنند برخی اعتراض می­کنند. انشتین در سال 1945 - قبل از مسلمان شدنش - برای صهیونیسم و پایگیری آن اعانه جمع می­کرد ولی الان در کشور ما می­گویند در شان یک دانشمند نیست که برود ظهر آستین بالا بزند و وضو بگیرد. کاندولیزا رایس یک مسیحی صهیونیستی مبلغ دین بود که اتاقش کنار اتاق رئیس جمهور آمریکا بود ولی آلان می­گویند روحانیون در دانشگاه و سپاه چکار می­کنند.

از سویی باید پرسید آن­هایی که حرف از لزوم تفکیک دین و ملیت می­زنند در 50 سال گذشته برای ترقی این کشور چکار کرده­اند.  مثلا  دکتر مصدق یک فرماسونر است. قسم­نامه ایشان را می­توان در کتابی که چاپ دوره­ی شاه است دید. در کتاب فراموش­خانه و فرماسونری در ایران (نوشته اسماعیل رایس) قسم­نامه مصدق هست. بازرگان می­گفت که من مصدقی هستم و مصدق با این که فرماسونر بود ولی کتمان می­کرد. بازرگان وقتی دعوای خودش را با امام مطرح می­کند می­گوید که امام ایران را برای اسلام می­خواهد و ما اسلام را می­خوهیم برای ایران. ما در دوران جنگ تحمیلی، شهیدان ارمنی و مسیحی داشتیم ولی این آقایان که لاف ملی­گرایانه می­زنند در هیچ بحران و هیچ مشکلی چرا این مبحث  (تعرض دین و ملیت) در این موقعیت روانی مطرح می­شود و اینقدر این مساله تفکیک نژاد از دین ما در این برهه از زمان این قدر باب شده و رایج است؟

اما این که در عقبه این جریان چه کسانی هستند باید بحث شود.

یک عامل 100 درصد اطلاعاتی MI6 شخصی است به نام اردشیر جی یا اردشیرریپورترکه یک زرتشتی ایران- هندی است که مدت­ها روی ذهن رضاخان کارکرد و دخیل در روی کارآمدن رضاخان به عنوان یک مزدور انگلیسی، کار زرتشتی­ها هست.

سوال دیگری که باید به آن پرداخه شود این است که چرا راجع به مسائل ایران قبل از اسلام همه­ی مسائل گفته نمی­شود ونسبت به این مساله گزینشی برخورد می­شود.

چرا در شاهنامه فردوسی نامه از افراد مثل داریوش و کوروش نیست. چرا نام این­ها در شاهنامه نیست؟ ایران قبل از اسلام، ایران غرب و شرق بوده است. چرا این آقایان از یک طرف را می‏نویسند که ایران تمدن 7000 ساله دارد ولی روی تاریخ 2500 سال تاکید می­شود و درباره 5-4 هزار سال از تاریخ پیش از آن صحبتی نمی­شود. چرا  منشور کوروش بزرگ می­شود؟ آنچه که به نظر می‏رسد این است که ظاهرا نفوذ یهودیان در درباره شاه بوده است. درباره حمله مغولها به ایران آنچه که گفته نشده این است که مغولها برای نسل­کشی به ایران آمدند و آنها مسیحی بودند و به اروپایی­ها بودند و به تحریک اروپاییان مسیحی و باهدف نسل کشی به ایران هجوم آوردند. خسرو پرویز 2 سال به امپراطور روم پناهنده شده بود و به احتمال 99 درصد مسیحی شده بوده و زنش هم مسیحی است.  طبق سند تورات قتل  عام ده­هاهزار نفر  ایرانی در زمان خشایارشاه به توطئه و تحریک یهودیان انجام شده است که جشن پوریم از جشن‏های  یهودیان است که به مناسبت کشتار ایرانیان است.



بازگشت1396/09/19
نظرات کاربران
تاييديه : تشخيص عامل غير انساني    
توجه : نظر شما پس از تایید مدیر سایت در سایت نمایش داده می شود !