اطلاع رسانی > اخبار >
.: اخبار

حلقه معرفتي صالحين اساتيد: نقش ولایت فقیه در مردم سالاری دینی و پاسخ به شبهات دینی

در ادامه سلسله جلسات حلقه¬هاي صالحين، جلسه كانون بسيج اساتيد دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز با عنوان " نقش ولایت فقیه در مردم سالاری دینی و پاسخ به شبهات دینی " با سخنرانی حجت الاسلام کاویانی از اساتید حوزه همراه با پرسش و پاسخ در تاریخ 19 فروردین 1396 در اتاق شورای دانشکده کشاورزی برگزار شد.
در بخش نخست ایشان به بحث ایران باستان که در جلسات پیشین به آن پرداخته شده بود ادامه دادند و پس از آن به بحث ولایت فقیه پرداخته و در پایان نیز به پرسش‏ها پاسخ گفتند.
در ادامه چکیده ای از مباحث ایشان آمده است:

ایران قبل از اسلام سه چیز نسبت به ایران بعد از اسلام نداشت:

1- "وحدت فلسفی" و آرمانی وجود نداشت.

زرتشتیان نتوانستند این وحدت را علی‌رغم سعی خود ایجاد کنند، چون نه تنها محتوای معنوی کافی نداشتند، بلکه فلسفه نیز نداشتند.

2- "حیات علمی" که بعد از اسلام ایجاد شد و جلوی موج مسیحی‌گری را گرفت. بسیاری بر این باوردند که اگر اسلام وارد ایران نمی شد مسیحیت ایران را فرا می گرفت.  اگر مسیحیت غلبه می‌یافت ما نیز داخل قرون وسطی اروپا فرو می‌رفتیم و گرفتار می‌شدیم، ولی ایران به خاطر اسلام و تعامل با کشورهای پیشرفته آن زمان، به مدت 500 سال مرجع علمی جهان شد. سرجان ماژکون، دو قرن اول و دوم هجری را دو قرن سکوت می‌نامد و مشابه آن را در زمان شاه توسط دکتر زرین‌کوب چنین اطلاقی را داریم که شهید مطهری عالمانه در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران مطالب دکتر زرین کوب را نقد کردند و بعدها دکتر زرین کوب کتاب کارنامه اسلام را نوشتند و مطالب کتاب اول را پس گرفتند.

در تاریخ اسلام مورخ معروفی به نام طبری داریم که کتاب‌های وی سند کتاب‌های بعد از خودش است. غالب منابع متشرقین  به کتاب تاریخ طبری برمی‌گردد. مرحوم علامه سید مرتضی عسکری یک سری تالیفاتی دارند ازجمله کتاب

 معالم المدرسیتن (به زبان عربی) که مقایسه مذهب تشیع و تسنن است. در زمینه‌های تاریخی نیز چند کتاب دارند که از نظر تاریخی بی‌نظیرند به طوری که کتاب‌های ایشان در الازهر مصر ثبت کرده‌اند. کتاب دیگر ایشان

 نقش عایشه در اسلام (سه جلد) است که ایشان به گونه‌ای عالمانه و منصفانه نوشته‌اند چنان که الازهر بر آن تقریر نوشته‌اند.  کتاب 150 صحابی ساختگی که دیگر اثر ایشان است و در آن به 150 نفری پرداخته اند که در تاریخ از آن‌ها نام برده شده و ایشان عالمانه اثبات می‌کنند که این 150 نفر اصلا وجود خارجی نداشته‌اند. در برخی کتابهای تاریخی  جنگ‌هایی روایت شده مانند جنگ طبرستان که آنقدر خون ایرانینان ریخته شده که تا زانوی اسب‌ها در خون بوده است؛ علامه عسکری اثبات می‌کنند که این جنگ که می‌گویند کنار فلان کوه رخ داده است اصلاً  این کوه وجود خارجی ندارد، چون ناقلین آن دروغین هستند. سیف بن عمر یهودی است که خالق این 150 نفر صحابی ساختگی است و این نشان می‌دهد که این مهندسی و طراحی دارد و هدف‌دار است.

کل آماری شهدای جنگ‌های صدر اسلام در 10 سال مدینه و کل کشته‌های آن طرف کم است و جمع آن 900 نفر نیست. اسامی آنها در تاریخ ثبت است و اکثر آن‌ها (از کفار) را حضرت علی علیه السلام کشته‌اند و هیچ مورد گزارش نشده است که توسط یکی از خلفا کشته شده باشند و 99 درصد جنگ‌های زمان پیامبر تحمیلی است. حالا سیستمی که پیامبر آن، این گونه عمل کرده اصلا عقل می‌پذیرد که اسلام بگوید آنقدر بکشید که اسب‌ها تا زانو در خون برود؟  حتی اگر به فرض این اتفاق‌ها افتاده باشد هم ربطی به اسلام ندارد. آیه "و ان احد من المشرکین"  دستور خدا به پیامبر در میدان جنگ است که می‌گوید اگر وسط جنگ کسی آمد و مهلت خواست که مطلع شود، جنگ را متوقف کن و با او حرف بزن و به او مهلت بده تا کلام خدا را بشنود و بعد او را اسکورت کن تا مکان خود.  اگر کتاب طبری را می‌خوانید کتاب علامه عسکری را هم بخوانید اگر فرض کنیم که به آنچه طبری گفته 100 درصد هم درست باشد چه ربطی به اسلام دارد با آن قرآن روشن و بلیغ.

بحث ولایت فقیه

در خصوص مشروعیت حکومت 4 نظریه وجود دار که حکومت مشروعیت خود را چند چیز می‌گیرد:

- از مردم مشروعیت می‌گیرد.

- براساس ارزش‌های اخلاقی عمل کند.

- براساس عدالت عمل کند.

- براساس اکثریت نسبت به اقلیت عمل می‌کند.

در تمام این 4 نظریه این ضعف وجود دارد و آن این که همه آن‌ها روبنایی هستند و بنیان فلسفی ندارند.

نقطه‌ی قوت نظریه اول این است که در مقابل حکومت‌های استبدادی مطلقه مردم را به حساب می‌آورند و صاحب رای می‌دانند، ولی این که انسان باید حکومت را تعیین کند آیا این بشر خالقی دارد یا نه؟ و باید اول خدا را شناخت و باید اول مساله خدا را حل کرد. اگر پذیرفتیم که عالم خالقی دارد و انسان خالقی دارد اولین سوال پیش می‌آید که خدا چه هدفی از خلقت داشته است و بعد از تعیین هدف این سوال پیش می‌آید که برنامه خداوند چیست؟ اگر برنامه هست آیا ممکن است در آن برنامه تکلیف حکومت مشخص نشده باشد؟

هیچ کدام از این تئوری‌ها مساله خدا را حل نکرده‌اند و تا زمانی که این مساله را حل نکرده‌اند قابل استفاده نیستند و از آنجایی که مردم فطرت خداپرست دارند، حرفی از ریشه‌های فطرت در  این نظریه‌ها گفته نمی شود.

رمزی کلارک وزیر دادگستری آمریکا که کتاب غول را نوشته رسما نوشته که ایالات متحده مثل یک یخ است که شروع کرده به آب شدن. چرا باید 49 نفر بر 51 نفر حکم برانند. این‌ها می‌گویند عدد و کمیت حق می‌سازد که در تفکر توحیدی و منطق جایی ندارد. اگر کسی پایه را بپذیرد و خدا را بپذیرد نمی‌تواند تا آخر آن را نپذیرد. حاکم باید مستقیم منصوب از طرف خدا باشد مثل پیامبر یا غیرمستقیم منصوب باشد مثل ولی فقیه.




بازگشت1397/03/19
نظرات کاربران
تاييديه : تشخيص عامل غير انساني    
توجه : نظر شما پس از تایید مدیر سایت در سایت نمایش داده می شود !